تبلیغات
همه چیز برای همه

برای تو

 

تو پاکی مثل آیینه

                     زلالی مثل چشمه

 

چشام توی چشای پاکت، رنگ عشقو می بینه  

 

اومدی تو زندگیم بی بهانه

                   شدی تموم زندگیم خیلی ساده

 

برام می گفتی حرفای عاشقانه

                   از اون عشقای پاک کودکانه

 

اگه یه روز نشنوم زنگ صداتو

                  دلم آروم نداره، هی می گیره بهانه

 

موندم تو با دلم چیکار کردی؟!

                 که اینجوری شدم دیوانه

 

تو شدی لیلی و منم مجنونت

                قصه ی عشق من و تو شده برعکس زمانه

 

از خدا می خوام که بمونی برا من تا همیشه

               چراکه اگه بری خونه ی عشقم، بی تو میشه ویرانه...




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:40 ب.ظ

زیبایی یا شعور؟! ملاک شما برای انتخاب چیست؟!



بیایید آدمها را به خاطر فهم و شعورشان، به خاطر آنچه در ذهنشان دارند و به خاطر افکار و عقایدشان دوست بداریم نه به خاطر ظاهر زیبایشان... همیشه در ذهن من این موضوع سوال بوده که چرا هیچ کس برای انتخاب همراه خویش به ملاکی همچون فهم و شعور که از نظر من اصلی ترین ملاک است به اندازه ی سر سوزنی توجه نمی کند. به راستی چرا؟! این واقعیتی دردناک است که همواره ذهن مرا می آزارد... همان طور که همه ی ما می دانیم همه چیز در این دنیا زوال پذیر است (جز ذات اقدس الهی) و زیبایی و ظاهر هم طبیعتا از این قاعده مستثنی نیستند پس چرا باید ملاک اصلی انتخاب خودمان را چیزی زوال پذیر قرار دهیم؟! شاید کسانی که این نوشته را بخوانند بگویند " برو بابا دلت خوشه " اما من به عنوان یک انسان، انسانی که همیشه تلاش داشت در جامعه ای آرمانی زندگی کند یا شرایط چنین جامعه ای را برای خود فراهم کند از همه ی کسانی که این مطلب را می خوانند می خواهم اندکی، فقط برای مدت زمان کمی به حرفهایم فکر کنند (باور کنید به هیچ جای دنیا برنمی خورد). چرا ما آدمها به فهم و شعور طرف مقابلمان به اندازه ی ارزنی توجه نمی کنیم؟! چرا برایمان مهم نیست که او چگونه فکر می کند؟! اصلا مگر اهمیتی دارد که او چگونه فکر می کند؟! همه ی ما عادت کرده ایم که تا وقتی کسی را می بینیم ، اگر زشت بود که هیچ، از کنارش بی تفاوت رد می شویم برایمان مهم نیست که او چگونه فکر می کند، مرام و مسلکش چیست؟! اما امان از روزی که طرفمان زیبا باشد به او توجه می کنیم آن هم چه توجهی... اما باز برایمان مهم نیست که او چگونه فکر میکند همینکه زیبا باشد کافیست حال می خواهد در درون آدم باشد یا حیوان...

متأسفم اول برای خودم بعد برای بقیه ، به عنوان یک بشر،خلق شدیم که خلیفة ا... باشیم اما چه حیوانهایی از آب در آمدیم؟!

آنچه که در بالا خواندید ممکن است در مورد همه ی انواع بشر صدق نکند اما درمور داکثریت صادق است حداقل تا جایی که بنده به چشم خود مشاهده کرده ام، پس خواهشاً به کسی برنخورد، این را نوشتم که تکانی باشد اول برای خودم بعد برای هرکس که اهل فکر است...  با تشکر.(ن:حدیث)




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:32 ب.ظ

دلتنگت هستم ...

راست میگن وقتی چیزی رو داری قدرشو نمی دونی، حالا که نیستی فهمیدم که چه چیزی رو داشتم... دلتنگت هستم! جمله ای که هر روز بهم می گفتی اما نمی فهمیدم،تو دلم بهت می خندیدم و می گفتم:این چقدر بیکاره ...حالا خودم میگم،دلتنگت هستم... براستی چرا ما آدما اینقدر بدیم؟! چرا تا وقتی می فهمیم کسی ما رو دوست داره، دیگه براش کلاس میذاریم،دیگه تحویلش نمی گیریم به جای اینکه بیشتر بهم نزدیک شیم از هم دورتر می شیم اونقدر دور که گاهی همدیگر رو گم می کنیم... آی آدما کسی گم شده ی منو ندیده؟!

من سر جاده ی دلتنگی منتظر،یه لنگه پا ایستادم بلند دادم می زنم من طاقت انتظار ندارم برگرد...

ن:حدیث




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:30 ب.ظ

خیانت

 

روزی که دیدم تو رو

                                      گفتی عاشقتم، دوست دارم از پیشم نرو

 

باور کردم حرفای دروغ تو رو

                                     لحظه ای شک نکردم به عشق خیالی تو، ای آدم دورو

 

برام از عشق می گفتی و کم کم کردی عاشق خود، من رو

                                    نمی دونستم مثله من زیاد داری، کار هر روزته دلبری، ای پست بی آبرو

 

وقتی فهمیدم که دروغ بود عشق خیالیت

                                   خراب شد رو سرم تموم دنیایی که ساخته بودی برام، همون قصر پوشالیت

 

دیگه نمی خوام ببینم تو رو

                                   قلبمو پس بده، گم شو برو...

                                                                        ن: حدیث




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:29 ب.ظ

سلام؛

سلام ای بهترین بهانه ی زندگی من، سلام ای دلیل بودن من ... دوری از من اما حضور گرمت را کنارم حس می کنم... مدتهاست که ندیدمت، خدا می داند که چقدر دلتنگت هستم... روزها و شب ها با یادت ، نه ،با خیال تو زندگی می کنم وقتی به یاد میارم که دیگر کنارم نیستی اونوقت تمام دنیا بر سرم خراب می شود... تو قهرمان زندگی من بودی ،هستی و خواهی ماند... خدا می داند که چقدر پزت را به همسالانم می دادم وقتی از تو می گفتم گویی که پهلوانی بودم که معرکه گرفته...

کاش می شد که مهلت بودنت پیشم را تمدید می کردم حیف که این صاحبخانه با هیچ اجاره ای راضی به تمدید نمی شود!!!

راستی آنجا که هستی جایت خوب است؟! تو هم دلتنگ من هستی؟!

نگران نباش کوله بارم را جمع کرده ام گرچه اندک اما می خواهم سفرم را به سوی تو آغاز کنم...به زودی تو را خواهم دید منتظرم باش...

ن: حدیث




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:28 ب.ظ

بیاین با هم مهربون باشیم"

فکر میکنی دنیا همین یکی ، دو روزه ؟!

نه نه اینطوری نیست

اگه بدی کنی بعداً دلت می سوزه

اگه یه روز لبخندی روی لبی بنشونی

بهشت تو همون یه روزه

هیچ وقت کاری نکن

که با شکستن دل یه نفر

دنیای تو بسوزه

میدونی اگه دلی رو بشکنی

خدا قهرش می گیره

اونوقت نگاه مهربونشو از تو می گیره

آی آدما بیاین با هم مهربون باشیم

به جای نمک پاشیدن روی زخمای هم

واسه ی اونا درمون باشیم ...

ن: حدیث




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:26 ب.ظ
آخر خط

درقطار

 همه ساکت بودند

ناگهان یکی گفت:

پیاده شید؛

 اینجا آخر خط است

دستم را بالا گرفتم با صدایی لرزان گفتم :

 ببخشید اما اینجا مقصد من نیست

گفت: پیاده شو؛

 اینجا آخر خط است 

آری؛مرا به محبسی آوردند

که خود نمی دانستم برای چه به اونجا آمده ام

آنها نمی دانستند قناری در قفس تاب نمی آورد

بعد از سالها؛

که دست روزگار خوب مرا بازی داده بود

و گرد پیری را بر سرم نشانده بود

باز من بودم و همان قطار

گرچه تازه داشتم به این بودن می آسودم

اما باز صدایی شنیدم همان صدای آشنا را

که می گفت:

پیاده شید؛

 اینجا آخر خط است 

ن: حدیث




  - 
COmmENTS ✉ () Author: Hadith شنبه 11 شهریور 1391 - 11:25 ب.ظ

Last Posts

» انتقال وب.... ( جمعه 3 خرداد 1392 )
» شهرهای شناور آینده ( پنجشنبه 16 شهریور 1391 )
» ابراز فروتنی و تواضع کوچه ‌بازاری ( یکشنبه 12 شهریور 1391 )
» خانم ایرانی در قیامت(طنز) ( یکشنبه 12 شهریور 1391 )
» رازگشایی از بیسـتون ( یکشنبه 12 شهریور 1391 )
» 10 چیز که مانع 10 چیز دیگر است! ( یکشنبه 12 شهریور 1391 )
» همه چیز درباره نورپردازی خانه ( یکشنبه 12 شهریور 1391 )
» عکس های کمیاب از پشت صحنه قهوه تلخ ( یکشنبه 12 شهریور 1391 )
» برای تو... ( شنبه 11 شهریور 1391 )
» زیبایی یا شعور؟! ( شنبه 11 شهریور 1391 )
 

PoLL

آیا از ویلاگ راضی هستید؟



ADS

Statistics

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

About US